قصــه ی کرم شب تاب مربوط به قسمت گوش کن وبگو درس چهارم+پنجم

میمون ,درخت ,بوزنگان ,دراین هنگام قصــه ی کرم شب تاب مربوط به قسمت گوش کن وبگو درس چهارم

فارسی خوانداری پنجم صــفحــه 38 

 

گروهی میمون در کوهی زندگی می کردند. یک شب ، بادسردی شروع به 

وزیدن کرد. میمون های بیچاره ، به اطراف می دویدندوبه دنبال جایی گرم 

می گشتند. دراین هنگام چشمشان به کرم شب تابی افتاد که درکنار

درختی  پناه گرفته بود . میمون ها خیال کردند که آن کرم آتش است. 

هیزم بر روی آن گذاشته بودند وفوت می کردند تا آتش درست کنند.

مرغی بر روی یکی از شاخه های درخت نشسته بودوکار بیهوده ی 

میمون ها را تماشا می کرد. به آن ها گفت : این آتش نیست که هیزم 

روی آن گذاشته اید! 

ولی میمون ها اصلا توجهی به حرفهای اونمی کردند .

دراین هنگام ، مرد مسافری از کنار آن درخت می گذشت . 

به مرغ گفت : بیهوده خودت را خسته نکن . حرف های تو در گوش این 

گروه فرو نمی رود . نصیحت کردن این میمون ها مثل پنهان کردن شکر 

درزیرآب و امتحان کردن شمشیر بر روی سنگ است . 

مرغ به حرف های مرد مسافر توجهی نکرد. ازدرخت پایین آمد ونزد 

میمون هارفت وگفت : این ....... آتش  ....... نیست ! 

 میمون ها که ازدست مرغ کلافه شده بودند، اورا گرفتند وپرهایش راکندند.

 داستان از کتاب کلیله ودمنه ، بازنویسی مریم شریف رضویان ، بااندکی تغییر

 

نتیجه تصویری برای آیکون دانلود

 

 

 

اصل داستان 

 

آورده‌اند که جماعتی از بوزنگان در کوهی بودند؛ چون شاه سیارگان بافق مغرب خرامید و جمال جهان آرای را بنقاب ظلام بپوشانید، سپاه زنگ بغیبت او بر لشگر روم چیره گشت و شبی چون کار عاصی [در] روز محشر درآمد. باد شمال عنان گشاده و رکاب گران کــــــرده بر بوزنگان شبیخون آورد. بیچارگان از سرما رنجور شدند؛ پناهی می‌جستند، ناگاه یراعه‌ای [1] دیدند در طرفی آگنده، گمان بردند که آتش است، هیزم بران نهادند و می‌دمیدند.
برابر ایشان مرغی بود بر درخت بانگ می‌کرد که: آن آتش نیست. البته بدو التفات نمی نموند.
در این میان مردی آنجا رسید، مرغ را گفت: رنج مبر که بگفتار تو یار نباشند و تو رنجور گردی، و در تو تقدیم و تهذیب چنین کسان سعی پیوستن همچنانست که کسی شمشیر بر سنگ آزماید و شکر در زیر آب پنهان کند. مرغ سخن وی نشنود و از درخت فرود آمد تا بوزنگان را حدیث یراعه بهتر معلوم کند، بگرفتند و سرش جدا کردند.

کلیله و دمنه

ادامه مطلب قصــه ی کرم شب تاب مربوط به قسمت گوش کن وبگو درس چهارم+پنجم ا